رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

ادامه تحصیل بابایی وحال و روز ما

1392/7/20 23:03
نویسنده : رومینا
263 بازدید
اشتراک گذاری

  چند وقت بود که تو مخ احسان رفته بودم که بره  برای  فوق لیسانس امتحان بدهابرو ولی زیر بار نمیرفت و میگفت الان  نمیشه .مژه . نشستیم با هم منطقی صحبت کردیم  و به نتیجه رسیدیم که  بشینه بخونه برای کارشناسی ارشد تو رشته خودش عمران .قلب .  خودم هم دوست دارم  ادامه بدم  و هم پای احسان بخونم چشمک ولی  دوست دارم الان بیشتر وقتم برای رادوین باشه  و از لحظه به لحظه زندگیش و بزرگ شدنش  لذت ببرم .

ممنون احسان عزیزم همیشه برات ارزوی خوبی دارم .قلبنیشخند دوستت دارم همسر جونم بغلبغل  امیدوارم که امسال قبول بشی .قلب بهترین همسر دنیا و بهترین پدر دنیا قلب

   این فسقلی ما که دیگه دل من و باباش رو میبره اینقدر شیرین شده قلب  تو خیابون کافیه که گربه ببینه تا کجا ها باید من بیچاره دنبال گربه بدوم  .چشمکخجالت  دوست داره که گربه بیاد پیشش ولی نمیدونه که بره سمتش  گربه فرار میکنه از بس که ما ادمها ترسناک شدیمنیشخند   و حیونه بیچاره  می ترسه که نکنه  با سنگ بزننش . ولی من همیشه با حیونها مهربون بودم و  رادوین هم  یاد گرفته که اصلا  چیزی پرت نکنه .لبخند   امروز   رفتیم مغازه جدید مامان جون (مامان خودم)   دیگه کار دکور تموم شده بود و خدایی پاساژ خیلی شیکی هست من  خیلی خوشم اومد  .  رادوین از پله برقی هی میرفت بالا  هی  میرفت پایین  بیچاره بابا جون  دیگه خسته شده بود ولی رادوین  باز انرژی داشت .  یه کار شیرینی که میکنه اینه که ادای خندیدن من  رو در میاره همین که میخندمخنده رادوین  سریع شروع میکنه مثل من میخنده قهقههدیگه من غش و ضعف میکنم براش خنده

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان کیان کوچولو
21 مهر 92 16:51
عزیزم امیدوارم که موفق باشه همسرت


ممنون سمیه جون اگه قبول بشه خوبه البته تا سال دیگه وقت داره بخونه
مامان ساتیار
21 مهر 92 17:10
به امید موفقیت باباجون رادوین طلا..


ممنون دوست مهربونم
انسیه
21 مهر 92 17:56
ایشالا همسرت قبول بشه
ای پسره شیطون...حتما از مدل خندیدنت خوشش اومده خب بچه


قربونت عزیز دلم . کلا خیلی دلقک بازی برامون در میاره